قاضى ابرقوه
547
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )
محمّد و أصحاب وى امروز در بدر [ 1 ] مقام دارند ، و ديگر مرا چنان گفتند كه [ 2 ] ] : قريش فلان روز از مكّه بدر آمدند ، و اگر راست است امروز در فلان منزل فرود آمده باشند ، و همچنان كه أعرابى گفته بود ، هم در آن منزل فرود آمده بودند . و چون اين أعرابى از سخن فارغ شد گفت : شما نيز مرا بگوييد تا شما كيستيد و از كجاايد ؟ سيّد ، عليه السّلام ، جواب وى مبهم بازداد و بتعريض گفت : نحن من ماء ، يعنى ما از آبايم ، أعرابى گفت : از كدام آب ؟ گفت : از آب عراق يا از جائى ديگر و وى را هيچ جوابى ديگر نداد . * پس سيّد ، عليه السّلام ، با أبو بكر ، رضى اللّه عنه باز گرديد بدان منزل كه فرود آمده بودند خود و صحابه . و چون شب درآمد ، سيّد ، عليه السّلام ، على را ، رضى اللّه عنه ، و زبير بن العوّام ، و سعد بن أبى وقّاص را ، رضوان اللّه عليهم أجمعين ، گفت : برويد و بر سر چشمهء بدر رويد و از آنجا خبر قريش باز پرسيد . و سيّد ، عليه السّلام ، با لشكر خود [ بنزديك آب فرو آمده بودند ، و على ، رضى اللّه عنه ، با آن جماعت كه وى فرموده بود ، برفتند بر سر آب . چون [ 3 ] ] بنزديك آب رسيدند ، چند اشتر ديدند كه راويهاى [ 4 ] پر آب بران نهاده بودند و بلشكرگاه قريش مىبردند ، و دو غلام از ان قريش ديدند كه بدنبالهء شتران قريش بودند ، بعد از ان مرتضى على گفت ، كرّم [ اللّه ] وجهه : اين دو غلام بگيريد تا به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، بريم . ايشان هر دو بگرفتند و به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، بردند ، و سيّد ، عليه السّلام ، در نماز ايستاده بود ، چون آن هر دو غلام را بياوردند ، پيشتر از آنكه پيغمبر ، عليه السّلام ، از نماز فارغ شدى ، صحابه از ايشان پرسيدند كه شما غلامان كيستيد ؟ ايشان گفتند : ما از غلامان قريشايم و آمده بوديم
--> [ ( 1 - ) ] متن عربى ج 2 ص 268 : فهم اليوم به مكان كذا و كذا ، للمكان الذى به رسول اللّه . [ ( 2 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 3 - ) ] از ط و پا نقل شد . [ ( 4 - ) ] راويه ، كصاحبه توشهدان و مشك كه در ان آب باشد ( منتهى ) .